الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

40

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

تو صلح من است . » « 1 » و اين گفتار آن حضرت كه : « من با آن كس كه با تو جنگ كند در حال جنگم و با آن كس كه با تو صلح كند و تسليم باشد صلح و تسليم هستم . » « 2 » و اين دو گفتار رسول خدا ( ص ) از طريق عامه و خاصه و از سوى محدثان سنى و شيعه روايت شده است و هيچ‌يك از علما متعرض طعن و سستى در سند آنها نشده‌اند و هيچ كس كه در احاديث صاحب‌نظر باشد ، مدعى نادرست بودن روايت اين دو گفتار نشده است ، و هر كس كه راه او چنين باشد لازم است تسليم اين دو روايت شود و به آن دو عمل كند زيرا اگر اين دو روايت سست و باطل بود ، امت اسلامى خالى از عالمى نمىماند كه آن را تكذيب كند و دروغ بداند و از طعن سالم نمىماند و جعلى بودن و نادرستى آن شناخته مىشد و دليل خداوند بر بطلان اين دو روايت برپا مىشد . سلامت ماندن اين دو خبر از اين گونه اعتراضات كه گفتيم ، دليل واضح بر صحت آنهاست . ديگر از اين گونه روايات ، اين گفتار نقل شده از پيامبر ( ص ) است كه به على ( ع ) فرموده‌اند : « اى على دربارهء تأويل قرآن جنگ كن همچنان كه من دربارهء تنزيل آن جنگ كردم . » « 3 » و نيز اين گفتار پيامبر ( ص ) به سهيل بن عمرو و افرادى كه همراهش آمده بودند تا وابستگان و بردگان مسلمان‌شدهء خود را برگردانند : « اى گروه قريش ! آيا بس مىكنيد يا آنكه خداوند مردى را بر شما برانگيزد كه دربارهء تأويل قرآن به شما ضربت بزند همچنان كه من دربارهء تنزيل آن با شما جنگ كردم و ضربت زدم . » يكى از ياران پيامبر به ايشان گفت : اى رسول خدا او كيست ؟ آيا فلانى است ؟ فرمود : نه ، بازپرسيد : آيا فلانى است ؟ فرمود : نه ، ولى آن كسى است كه هم اكنون كفش را در حجره پينه مىزند و اصلاح مىكند . چون نگريستند ناگاه متوجه على ( ع ) شدند كه در حجره مشغول پينه زدن به كفش پيامبر ( ص ) بود . « 4 » و اين گفتار پيامبر ( ص ) به على ( ع ) كه : « پس از من با ناكثان و قاسطان و

--> ( 1 و 2 ) اين دو روايت با اختلافات لفظى اندك در صحيح ترمذى ؛ ج 2 ، ص 319 و مسند احمد حنبل ؛ ج 2 ، ص 442 ، آمده است و همچنين رجوع كنيد به فضائل الخمسه ؛ ج 1 ، ص 251 . م ( 3 و 4 ) براى اطلاع بيشتر از اين دو روايت ، رجوع كنيد به نسائى ، خصائص ؛ ص 40 و هيثمى ، مجمع ؛ ج 5 ، ص 186 و حاكم ، مستدرك ؛ ج 3 ، ص 139 و فضائل الخمسه ؛ ج 2 ، ص 360 - 349 . م